تاریخ درج مطلب:1397/03/20 ساعت:11:07:28 تعداد بازدید: 35

ضرورت استفاده از شیوه های نوین بازاریابی در توسعه صادرات فرش دست باف

نویسنده : عبدا... بهرامی رئیس کمیسیون صنایع دستی اتاق تعاون ایران

فرش دست باف یکی از مهم ترین صنایع دستی کشورمان به شمار می آید که نقشی اساسی در اشتغال زایی و تأمین نیاز اقتصادی خانواده‌ها و درعین حال، رشد اقتصادی کشور دارد.
البته که فرش دست باف به واسطه جایگاه و اهمیت تاریخی که در کشورمان دارد، با هویت فرهنگی و هنری این سرزمین نیز پیوندی عمیق دارد. با وجود این، آمارها حکایت از این دارند که سهم فرش دست باف ایران از بازارهای جهانی طی سال‌های اخیر کاهش یافته و این امر قطعا زنگ خطری برای فعالان این صنعت و حوزه صنایع دستی کشورمان به حساب می آید.
به باور کارشناسان امر، یکی از مشکلات مهم در این حوزه، ضعف در عرصه بازاریابی برای محصولات این بخش است. چنان که بخش تولید در این صنعت، بدون توجه و تحلیل نیازهای بازارهای هدف فعال است.
در واقع ناآشنایی با اصول بازاریابی و بازارسازی بزرگ ترین چالش صنعت فرش دست باف کشور به شمار می آید، چنان که می توان به صراحت اذعان کرد ایران از عمده مولفه های ورود به بازارهای جهانی استفاده نکرده و همچنان از طریق بازاریابی سنتی، این کالا را در سطح ملی و بین المللی عرضه می کند. این در حالی است که کشورهای رقیب صرفا چند نمونه از تولیداتشان را برای دریافت سفارش در نمایشگاه های بین المللی عرضه می کنند که در این شیوه کالا قبل از تولید به فروش رسیده و در اصطلاح، خواب سرمایه وجود ندارد. اما تولیدکنندگان ما کالایشان را در حجم بالا در نمایشگاه های خارج از کشور عرضه می کنند که این مسئله به جایگاه هنری این کالا خدشه وارد می سازد.
علاوه بر این افزایش قیمت تمام شده این کالا از دیگر مسائل و چالش های پیش روی این صنعت است. به طور مثال قیمت تمام شده فرش دست باف در کشورهای رقیب از جمله هند، پاکستان، ترکیه و ... به مراتب از ایران پایین تر است. علت این موضوع را را نیز باید در عواملی همچون نرخ تورم، بالا بودن نرخ بهره بانکی، هزینه و دشواری های واردات پشم به کشور و ... جست وجو کرد. لذا دولت باید با اتخاذ راهکارهایی همچون ارائه تسهیلات با نرخ بهره پایین، ثبات در نرخ ارز، تسهیل برای حضور تولیدکنندگان در نمایشگاه های بین المللی، رفع مشکلات در حوزه تجارت کالا و ... قیمت تمام شده این کالا را کاهش دهد و از سوی دیگر دسترسی تولید کنندگان داخلی را به بازارهای هدف تسهیل بخشد تا بستر برای رقابت پذیر شدن این محصول در بازارهای جهانی فراهم آید. همچنین مسائلی مانند حمایت نشدن از بافنده، نبود پوشش بیمه تامین اجتماعی برای تمامی تولیدکنندگان و... از دیگر آسیب هایی است که حیات این صنعت را نشانه رفته است. به طور مثال از یک میلیون نفر بافنده فعال در این صنعت در کشور، تنها 320 هزار نفر تحت پوشش بیمه هستند و 700 هزار نفر دیگر از هیچ گونه حمایت اجتماعی و امنیت شغلی برخوردار نیستند.
حال با وجود این که ایران دارای گنجینه ارزشمندی در حوزه طرح، رنگ و نقشه فرش دست باف بوده و نیروهای مستعد بسیاری در عرصه طراحی دارد و قدمت و تجربه ایرانیان، پشتوانه ارزشمندی برای این صنعت است اما با وجود این تولیدکننده و صادرکننده ایرانی هم اکنون با چالش هایی همچون نرخ بهره بانکی 20درصد، تحریم های بین المللی، بی ثباتی نرخ ارز، افزایش دستمزدها و رشد هزینه حامل های انرژی و... روبه رو هستند و به واقع نمی توانند رقابت سالمی با کشورهای رقیب در این عرصه داشته باشند.
با تمام این تفاسیر خوشبختانه صادرات فرش دست باف در سال 95 معادل 360 میلیون دلار بوده که این مسئله حاکی از رشد 20 درصدی صادرات این کالاست. البته این آمار رضایت بخش نیست، چرا که ایران در دهه های 70 و80 با همین شیوه بازاریابی سنتی و مشکلات عدیده داخلی سالانه یک میلیارد دلار فرش صادر می کرده است.
البته ناگفته نماند بی مهری های مسئولان نیز به مشکلات این صنعت دامن زده است. چنان که هم اکنون صرفا 15 میلیارد تومان اعتبار برای فرش دست باف مرکز ملی فرش تخصیص داده می شود که این مبلغ برای تمامی ابعاد اعم از حقوق، آموزش، نمایشگاه و بازاریابی لحاظ شده و در مجموع رقم بسیار ناچیزی است. به طور مثال تنها سه میلیارد تومان برای مباحث آموزشی و پژوهشی مرکز ملی فرش در نظر گرفته شده است. این مسئله حکایت از آن دارد که مسئولان هنوز به جایگاه فرش دست باف در ایجاد اشتغال پایدار و امنیت شغلی زنان و روستاییان پی نبرده اند.
نکته قابل تامل دیگر آن است که هر چند تمام نقاط کشور از لحاظ مواد اولیه و منابع انسانی برای تولید فرش دست باف از ظرفیت مطلوبی برخوردار است اما حمایت از بافندگان استان خراسان رضوی با توجه به توانمندی و تجربه ای که در این خطه وجود دارد، امری ضروری است.از سویی تعداد تحصیل کردگان رشته فرش در این استان بسیار بالاست و این مسئله می تواند ظرفیت خوبی در جهت تقویت روند برندسازی برای فرش دست باف فراهم کند.در پایان باید اذعان کرد، فرش دست باف با قدمتی کهن، ظرفیتی هویتی برای کشورمان در بازارهای جهانی به شمار می آید و از این حیث باید ظرفیت‌های آن هم در داخل تقویت و هم جایگاه ایران به لحاظ این محصول در بازارهای جهانی تثبیت شود. قطعا بهبود رویکردهای بازاریابی و ورود به عرصه های نوین در این حوزه و همچنین توجه به ذائقه و الزامات بازار های جهانی ما را به این هدف رهنمون خواهد کرد.